چون اشک شمع پیش تو مردن زوال نیست
تنها ز دسسن ساقی مجلس شراب نوش
مستی به جام و باده ی دیگر حلال نیست
ان را که درد عشق چنین مبتلا کند
مرهم برای خاطر او جز وصال نیست
هر چند ره به منزل دلدار مشکل است
امابه شوق و صبر و تحمل محال نیست
هر خانه ای ز نور محبت صفا گرفت
محتاج برق و سکه و مال منال نیست
"عرفان" نگاه خسته ز دیدار بر نگیر
چون در جمال یار به غیر از کمال نیست
نرجس عرفان
-------------------------------------------------------------------------
برای رد شدن از تو نه پل نه قایق بود
تو کشته بودیش اما...هنوز عاشق بود
:«از آسمان و زمین سهم من فقط ملخ است
که برگ برگ مرا می جوند بعد از تو
بگو چکار کنم؟آسمان چرا زشت است؟
ستاره هاش کجا می روند بعد از تو؟»
صدای عکس شما پشت قاب گم شده است
خیال کن که کسی مثل آب گم شده است
هنوز گم شدنت را... نه باورش نشده ست
نبود بوی تنت را... نه باورش نشده ست
هنوز منتظرت مانده ـ سا عتت چند است؟ـ
هنوز هم به خدا عاشقا نه یک دنده ست!...
برای رد شدن از تو نه پل نه قایق بود
تو کشته بودی اش اما... هنوز عاشق بود
اگر چه پنجره هم گرم سوگواری بود
هنوز در جسدش خون عشق جاری بود
:«کنار بودن من ازدحام کرکس هاست
پرنده های بدی امدند بعد از تو
مترسکی شده ام بی شکوه ـ بی هیبت
کلاغها همه با من بدند بعد از تو»
کلاغها همه...
علی شهیب زادگان
----------------------------------------------------------------
روزی که عشق یخ زد و آهن مذاب شد
وجدان هر پرنده دچار عذاب شد
با کوه هم سخن شدم اما دروغ گفت
با رود همسفر شدم اما سراب شد
با اتکا به پوشش این چند تکه ابر
کی می شود مزاحم آن آفتاب شد
دیدی که دست های تو هم دور گردنم
با اعتماد آمد و آخر طناب شد
با دستهای خویش مزرعه هامان به باد رفت
با خون خویش گندممان آسیاب شد
می ترسم از صداقت همسایه هایم آه
با هر که مهربان شدم افراسیاب شد
رحمان گودینی
-----------------------------------------------------------------
کا بوس ها تشنه ترس شبا نه اند
دستهایمان نگاه خیس باران را نمی فهمند
لطفن لحظه ای درنگ کنید!!
...
..
.
حادثه همین حوالی است
امینه جهانی
----------------------------------------------------------------------------------------
پرانتز باز
پرانتز بسته.
نه!پرانتز را نبندید
شاید یکی پرواز کند.
بیانه گرگی
-----------------------------------------------------------------------------------------
بهانه زندگی من
نگاه یخ زده زمین بود.
کاش خورشید طلوع نمی کرد!!
راضیه کمالی
----------------------------------------------------------------------------------------
تو
آسمان را برای پرنده ها خواندی
ولی من زمینی ام
پرواز مال تو!
سمیه عبدل زاده
---------------------------------------------------------------------------------------
روی هر انگشتم یک پنجره خواهم کشید
تا به هر جا می زنم
یک پنجره پیدا شود!
طیبه فلاح زاده
---------------------------------------------------------------------------------------
اگر گنجشک ها و پا ییز نبودند
من
می توانستم
بجای شاعر; سیاست مدار بشوم
سارا خوشکام
-----------------------------------------------------------------------------------
شماره دوم ترم نامه " پلک " منتشر شد
در این شماره می خوانید:
ـ خدا چه حوصله ای داشت روز خلقت تو.................................علی شهیب زادگان
ـ وهم...........................................................................فدریکو گارسیا لورکا
ـ شعر خوانی.........................................................................امید مهدی نژاد
ـ ...از چخوف.........................................................................وهاب علی نیا
ـ فاصله.................................................................................سمیرا میرزاد
ـ شعر...................................................................................................
و دهها مطلب خواندنی دیگر از انهایی که می شناسید و...
نمی شناسید!!